.: IVI :.
Authors

مقدمه

 

شاید دست اندرکاران Rovio هم فکر نمی‌کردند که بازی Angry Birds روزی به این شهرت جهانی برسد، شهرتی که خود آن‌ها را به ساختن ABهای جدید با گیم‌پلی تقریباً تکراری ولی اعتیاد آور جهت درآمد زایی بیشتر و تبدیل کردن این بازی به یک سری، ترغیب می‌کند. با توجه به عرضه این بازی روی گوشی‌ها این محبوبیت در بین جوامع عامه گسترش یافته تا حدی که امروزه کمتر کسی پیدا می‌شود که گوشی با سیستم عامل‌های iOS و Android داشته باشد و تا به حال AB را تجربه نکرده باشد. چند هفته پیش نیز Rovio خبر انتشار جدید‌ترین عنوان خود یعنی AB: Space را به طرفداران اعلام کرد. حال طبق تاریخ تعیین شده این عنوان نیز منتشر گردید و در این مدت هم شور و هیجان خاصی در تمامی سایت‌های بازی‌های رایانه‌ای (جهت پیدا کردن لینک سالم این بازی!) ایجاد کرده، طوری که این بازی در عرض چند ساعت توانست صدر جدول فروش هفتگی App Store و Android Market را در دست خود بگیرد.

در اخبار آمده بود که Rovio و ناسا به توافق برای همکاری رسیدند و قرار است ناسا از محبوبیت این بازی جهت گسترش علوم فضایی در جوامع عمومی استفاده کند. این همکاری فقط به اختصاص دادن یک ماهواره در منوی اصلی ختم می‌شود. انتظارات بیشتری از این همکاری می‌رفت در حدی که حداقل یک مرحله به این موضوع اختصاص داده شود. با این حال همین حضور نیز گامی موثر برای پیش بردن هدف ناسا به نظر می‌رسد.

 
انتظار داستانی قوی از این نوع بازی‌های عامه پسند و کژوال کار بیهوده‌ای است. Rovio نیز این موضوع را به خوبی اثبات کرده! شاید تنها Angry Birds اصلی داستانی جدید داشت که حتی آن هم غنی نبود و صرفاً برای راضی نگه داشتن عده‌ای که به داستان اهمیت می‌دهند، در بازی گنجانده شده بود.

در Space داستان درباره‌ سفر پرندگان به فضاست. مشکلات داستان از همان اول شروع می‌شود. مثلاً نحوه شروع این سفر و دلیل حرکت کردن پرندگان به سمت چاله فضایی که جلویشان ظاهر می‌شود، از ابهامات اصلی داستان هستند. که Rovio با قرار دادن ویدویی در یوتیوب به نوعی این ابهامات را رفع کرده است. خوک اعظم به فضا سفر کرده به دزدین تخم پرندگان فضایی ادامه می دهد و یک روز به طور اتفاق سر از زمین در می آورد که اشتباهاً تخم پرندگان اصلی را می دزد و با استفاده از سیاه چاله ای از محل می گریزد. پرندگان نیز منفعل نمی‌نشینند و برای گرفتن انتقام خود را به طرف سیاه چاله پرتاب می کنند و در طول مسیر شکلشان تغییر می کند و لباس های فضایی بر تن می کنند. در ادامه در جهت تکمیل کردن انتقامشان و باز پس گیری تخم ها به خوک‌ها حمله ور می‌شوند. همانطور که مشخص است، Space داستانی عمیقی ندارد. پس اگر به دنبال داستان هستید این بازی اصلاً آن چیزی که انتظار دارید نخواهد بود و همانطور که ذکر شد داستان در این نوع بازی ها اصلاً فاکتور مهمی نیست؛ به همین جهت تصمیم بر آن شد تا امتیاز این بخش را خالی بگذاریم.


چرا فرمولی که موفق است را تغییر دهیم؟
 

طبیعتاً هسته ی اصلی گیم‌پلی Space همانی است که در عنوان اصلی شاهدش بودیم یعنی پرتاب کردن پرندگان جهت از بین بردن خوک‌ها. اما تغییرات این بخش در Space از تمامی عناوین قبلی بیشتر بوده است. این تغییرات تنها به اضافه شدن چند پرنده به بازی خلاصه نمی‌شود، دیگر جاذبه حرف اول را در به اتمام رساندن مراحل می‌زند. در اکثر مراحل، کرات مختلفی مرکز جاذبه‌اند و تمامی اجسام اطراف خود را که با هاله نوری مشخص شده به طرف خود جذب می‌کنند. چالش اصلی استفاده از جاذبه این کرات برای از بین بردن خوک‌هاست. هنگامی که پرنده‌ای به داخل مرکز جاذبه‌ای پرتاب می‌شود تحت تاثیر نیروی جاذبه مسیرش که خط راست بوده عوض می‌شود و شکل منحنی به خود می‌گیرد. به همین جهت سازندگان برای بالا بردن دقت بازیکنان مسیری که پرنده مورد نظر قرار است تا مسافت مشخصی طی کند را با یک سری خطوط خط چین مشخص کرده‌اند. بعضی از مراحل به طور خاص در خلا (جاذبه صفر) روی می‌دهند. در این اینگونه مراحل مسیر پرندگان همانند قبل خطی راست است و خوک‌ها نیز برای تنفس در بالون‌هایی که حاوی هوا هستند، جای خوش کرده‌اند و در اثر منفجر کردن این بالون‌ها، خوک‌ها یخ می‌زنند و بعد از چند ثانیه آن‌ها نیز منفجر می‌شوند! سازندگان بعضاً خلا و جاذبه کره‌ها را با هم ترکیب کرده‌اند و مراحل جدیدی به وجود آورده‌اند. این مراحل جذابیت خاصی دارند و روش اصلی پیش بردن مرحله یا از بین بردن خوک‌ها در خلا است یا به نوعی پرتاب کردن خوک‌ها به درون منطقه‌ای که جاذبه دارد است.

 

اکثر پرندگان در Space تکراری‌اند و فقط ظاهر فضایی به خود گرفته‌اند و در کل یک پرنده به بازی اضافه شده است که قدرت تخریبی زیادی ندارد ولی در اثر منفجر شدنش اجسام اطرافش یخ می‌زنند و این کار را برای پرندگان بعدی که پرتاب می‌کنید به خصوص پرندگان آبی، راحت تر می‌کند. پرنده زرد با همان شکل گذشته فقط با تغییر کارایی در بازی حضور دارد. آن‌ها مانند یک موشک عمل می‌کنند؛ به این معنا که پس از پرتاب به سرعت در جهتی که با دست یا موس مشخص کرده‌اید حرکت می کنند و مانند گذشته، مناسب‌ترین پرنده برای شکستن چوب‌ها هستند. در کل چهار جهان در بازی وجود دارد، دو جهان شامل مراحل اصلی که تعدادشان به 60 می‌رسد، یک جهان مراحل مخفی سیاه چاله را شامل می‌شود و جهان آخر نیز در ازای پرداخت پولی آزاد می‌شود. این حرکت سود جویانه Rovio شخص بنده را یاد عرضه DLC مس افکت 3 در روز اول انتشار انداخت! مراحل مخفی یک سری سیاه چاله مخفی در مراحل بازی هستند که اگر اتفاقی به این سیاه چاله‌ها برخورد کنید، وارد مراحل مخفی می‌شوید که خود چالش جدیدی هستند. یکی از این مراحل که شاید همه بتوانید آن را پیدا کنید نوعی ترکیب بازی AB با Mario است. خوک مورد نظر در یکی از سنگ‌ها مخفی شده است که با پرتاب کردن یکی از پرنده‌ها به سمت این سنگ خوک مانند قارچ‌های مرموز بازی‌های ماریو از بالا سنگ بیرون می‌آید و بدون توفق به چپ و راست حرکت می‌کند. در آخر باید با پرنده دیگری او را از بین ببرید.


جلوه‌های سمعی و بصری
 

از منظر گرافیکی Space نسبت به نسخه‌های قبل تغییری نکرده؛ ولی همین گرافیک نیز چه از نظر تکنیکی و چه از نظر هنری طراحی بسیار خوبی دارد. شمایل پرندگان، انیمیشن‌های خوک‌ها و هاله مشخص کننده حدود جاذبه همگی به عالی‌ترین نحو ممکن طراحی شده‌اند. رنگبندی هنری، متنوع و شاد هم از دیگر نقاط مثبت گرافیکی بازی هستند که جای هیچ گونه انتقادی را باقی نمی‌گذارند. فیزیک بازی نیز بسیار عالی کار شده، برای هر جنسی از دیوارها و موانع پرنده‌ای خاص انجام وظیفه می‌کند و پرندگان دیگر نمی‌توانند به خوبی آن پرنده، این کار را انجام دهند. وجود جعبه های TNT در طول مراحل کمک شایانی در جهت افزایش جذابیت بازی و بالا بردن تخریب پذیری بازی کرده‌اند.

ه طور کلی Space قطعاً هر گیمری را از نظر بصری جذب می‌کند و کمتر کسی می‌تواند از این بخش بازی خرده بگیرد. این نکته همچنین در مورد صداگذاری صادق است. صداگذاری پرندگان، انفجار‌ها، عکس‌العمل خوک و به طور کامل هر صدایی که در این عنوان وجود دارد، تحسین برانگیز است. بخش موسیقی در Space عملاً وجود ندارد و موسیقی که در منوی اصلی می‌شنوید جزء معدود ترک‌های بازی است.


نتیجه گیری
 

در نهایت باید گفت که تجربه Space بر هر کسی واجب است! بهتر است به Space به عنوان یک تفریح شاد و مفرح برای زمان‌هایی که در حال سفر کردن بین مسیری هستید نگاه کنید تا یک بازی بزرگ. با تمام این اوصاف این بازی خیلی بهتر از Rio و Season عمل کرده است و دلیل آن هم می توان تغییرات عمده بخش گیم‌پلی دانست. صداگذاری و گرافیک همچنان عالی هستند و مشکلی در این بخش دیده نمی‌شود. تنها ایراد اصلی که شامل خود بازی نمی شود، حرکت زشت Rovio و پولی کردن یکی از جهان‌های اصلی بازی بود. امید است که این سری به سرنوشت سری Call Of Duty دچار نشود.

منبع:سایت بازی نما

[ شنبه 12 فروردین 1391 ] [ 12:32 ] [ ivi ]

 

مقدمه

بدون شک Street Fighter یکی از بزرگ‌ترین نام‌ها در سبک بازی‌های مبارزه‌ای است. آنقدر بزرگ که تعداد بسیاری از بازی‌کننده‌ها در سراسر جهان ساعت‌ها از وقت خود را به افزایش مهارت در مبارزات سریع و برق‌آسای این بازی اختصاص می‌دهند. دز سوی دیگر حریفی هر چند آرام‌تر اما محبوب قرار دارد؛ سری بازی‌های مبارزه‌ای Tekken که توسط نامکو تولید شده و عرضه می‌شوند و همواره تعداد بسیاری از بازیکننده‌ها در انتظار قسمت بعدی آن هستند. این دو در کنار Mortal Kombat و Soul Calibur، بدون شک پادشاهان بازی‌های مبارزه‌ای هستند و با هر نسخه‌ خود،‌ موفقیت خوبی را نیز تجربه می‌کنند. یکی از سیاست‌های کپکام که بسیار جواب داده و طرفداران زیادی دارد، ساخت آثار تلفیقی در سبک مبارزه‌ای است که در آن‌ها مبارزان و شخصیت‌های این شرکت در مقابل شخصیت‌هایی از شرکت‌های دیگر قرار می‌گیرند. از این جمله می‌توان مجموعه‌ی Marvel vs. Capcom و Tatsunoku vs. Capcom را نام برد. آخرین بازی کپکام در این زمینه،‌ MvC3 هست که در سال گذشته عرضه شد و توانست مهمان بسیاری از حرفه‌ای‌های ژانر در کنار تازه‌کارها باشد. اما اثر پیش روی ما با آن اثر بسیار متفاوت است. SFxT بر خلاف MvC3 که جذب تازه‌کارها را هدف خود قرار داده بود،‌ هدف دیگری دارد و سعی کرده تا رویای کهنه‌ی طرفداران حرفه‌ای سبک مبارزه‌ای را رنگ واقعیت بخشد و شخصیت‌های واقع گرای سری تکن را در برابر شخصیت‌های سریع و رنگارنگ سری Street Fighter قرار دهد.

 

داستان
 


داستان از آنجا شروع می‌شود که جعبه‌ای مرموز و عجیب با نام پاندورا،‌ در غالب شهاب سنگی عظیم،‌ به زمین برخورد می‌کند. پس از مطالعاتی که دانشمندان سراسر دنیا روی این جعبه‌ عجیب انجام می‌دهند، متوجه می‌شوند که پاندورا به درگیری‌هایی که در نزدیکیش روی می‌دهند واکنش نشان داده و روی مغز و تفکرات افراد تاثیر می‌گذارد. در سوی دیگر دو سازمان بزرگ دنیاهای Street Fighter و Tekken، یعنی Shadoloo و Mishima Zaibatsu، با خیال در اختیار گرفتن نیروی عظیم پاندورا، توجه خود را معطوف آن کرده و برای تصرف آن دست به کار می‌شوند. همین مورد موجب می‌شود که مبارزان دو دنیا با یک دیگر برخورد کرده و هر کس برای هدفی شخصی، راهی سفری برای تصاحب پاندورا شود. داستان بازی در دمو‌های CG خوبی روایت شده و خوشبختانه بر خلاف MvC3، شاهد دمو‌های CG در پایان بخش آرکید هر دو شخصت می‌شویم. البته شخصیت‌ها با یکدیگر در اینجا جفت شده و برای دیدن پایان آن‌ها، حتما باید با دو جفت (مثلا Juri و Bison) بازی را پشت سر بگذارید. هر جفت، یک Rival یا حریف دارند که در یکی از مبارزات پایانی بخش آرکید با آن ها روبرو می‌شوند. در این هنگام یک دموی همزمان نسبتا جالب و البته بی‌محتوا و پوچ پخش شده و عکس العمل دو تیم را نسبت به یکدیگر نشان می‌دهد. این سکانس‌ها با این که پوچ و بی معنی بوده، خوشبختانه یک نوع عنصر روایی و جالب به بازی می‌بخشند و گفتگو‌هایی که پس از پایان هر مبارزه در بخش آرکید نیز بین دو یار صورت می‌گیرد، موجب می‌شوند تا بازیکن هیچ‌گاه تصور نکند که به طور کامل از داستان خارج شده و همواره شناوری‌ آن حس می‌شود؛ البته نباید انتظار داستانی گیرا چون MK و BlazBlue را داشته باشیم اما با این حال داستان بازی در مقایسه با بازی‌های مبارزه‌ای تلفیقی دیگر خوب است و اگر کمی انتظارات را از این بخش پایین بیاوریم،‌ حتی می‌توانیم از دیالوگ‌های جالب شخصیت‌ها لذت ببریم.

 


ادامه مطلب
[ شنبه 12 فروردین 1391 ] [ 11:04 ] [ ivi ]
 
 
 
 
خبر تایید Assassin’s Creed III آنقدر ناگهانی اعلام شد که همه را سورپرایز کرد. مطمئنا فن‌های بی شماری منتظر عرضه قسمت بعدی Assassin’s Creed بودند اما عرضه Assassin’s Creed: Revelations یک تفاوت بزرگ داشت چرا که طرفداران بازی می‌دانستند این آخرین باری است که دو شخصیت محبوب خود، اتزیو و الطیر، را در نقش کارکترهای این بازی خواهند دید. از طرفی یوبی‌سافت تایید کرده بود که در حال کار روی قسمت سوم این سری است و اینجا بود که سوالی مهم و اساسی شکل گرفت: آیا عرضه قسمت بعدی با این شرایط به نفع سری است یا به ضرر آن؟
از آنجایی که این بازی محبوبیت بسیار زیادی در بین جامعه گیمری دارد این سوال اهمیت بسیار بیشتری پیدا کرد؛ چرا که اگر یوبی‌سافت نمی‌توانست درست عمل کند مطمئنا به یکی از منفورترین شرکت‌های بازی سازی تبدیل می‌شد و این برای یک شرکت بازی سازی وحشتناک است!
اما یوبی سافت از تمام این موضوعات آگاه بود و با در نظر گرفتن تمامی این شرایط، کار ساخت قسمت بعد را پیش برد و در وقت مناسب اقدام به تایید آن کرد. اولین عکسی که از AC III منتشر شد شخصیت اصلی این بازی یعنی "کانر" را نشان می‌داد. مطمئنا تمامی طرفداران به صورت ناخودآگاه اقدام به مقایسه آن با اتزیو کردند تا نقاط مشترک آن‌ها را بیابند. یوبی‌سافت گام اول (شخصیت پردازی) را آنقدر محکم برداشت که کانر توانست به راحتی در دل تمامی طرفداران راه پیدا کند و جای اتزیو را بگیرد. این یعنی این که یوبی‌سافت نیمی از راه را با موفقیت طی کرده بود و در اینجا بود که اطلاعات بیشتر در رابطه با تغییرات بازی نسبت به نسخه‌های قبلی را منتشر کرد. با منتشر شدن این اطلاعات (از جمله جزئیات داستان بازی و تغییرات گیم‌پلی)، AC III به یکی از محبوب‌ترین بازی‌های حال حاضر این برهه زمانی تبدیل شد و باز هم همانند گذشته طرفداران مشتاقانه منتظر عرضه این قسمت هستند.
اولین نشریه‌ای که به صورت رسمی اقدام به انتشار اطلاعات بازی کرد مجله Game Informer بود که اطلاعات آن در قالب خبر‌های متعدد در سایت‌ها منتشر شد. حال سایت Game Informer اقدام به انتشار اطلاعات جدیدی از بازی کرده است که دانستن آنها خالی از لطف نیست.
 
 
 Boston:
یکی از بزرگ‌ترین و اصلی‌ترین شهرهایی که در بازی شاهد آن هستیم Boston نام دارد. Boston یکی از بزرگ‌ترین شهرهای قرن 18به شمار می‌آید که وقایع تاریخی بسیار زیادی در داخل و یا در نزدیکی آن صورت گرفته است که می‌شود به حزب چای بوستون، قتل عام بوستون، نبرد بانکر هیل و محاصره بوستون اشاره کرد. البته این شهر در بازی تغییرات بسیار زیادی کرده است و از طرفی بسیار به حال و هوای آن زمان شهر نزدیک است. خانه‌های بلند آجری، کلیساها و اسکله‌هایی که کشتی‌ها در آن لنگر انداخته‌اند. مردمانی پر جنب و جوش که در خیابان‌های شهر قدم می‌زنند به دنبال انجام کار خود هستند. ساختمان‌ها و محیط‌های شهر طوری طراحی شده‌اند که می‌شود به راحتی از آن‌ها بالا رفت و به تعقیب و گریز پرداخت.
همچنین تایید شده است که حیات وحش هم در بازی وجود دارد و می‌توان انواع و اقسام حیوانات را چه در شهرها و چه در نواحی خارج از شهر مشاهده کرد.

برای بقیه مطلب به ادامه مطلب بروید.

منبع:سایت بازی نما


 


ادامه مطلب
[ یکشنبه 06 فروردین 1391 ] [ 15:02 ] [ ivi ]

از اینکه این وبلاگ رو انتخاب کردیدسپاس گزارم برای تبادل لینک باما اول لینک مارا در سایت خود به عنوان دانلود بازی گوشی قرار داده وبعد از قرار دادن به من خبر دهید تا لینک شما را در سایت قرار دهیم و برای دریافت جدید ترین مطالب درباره بازی ما را در فیس بوک کنید                           www.facebook.com/AkhbarBazyHayRwzDnya

mohammad


 

[ شنبه 13 اسفند 1390 ] [ 19:19 ] [ ivi ]
Shank 2
 
 
 
 
چند سالی است به لطف شبکه های PSN(SEN)،XBL و Steam دوباره بازی های دو بعدی مجال خودنمایی را پیدا کرده اند. عنوان Shank یکی از آن ها بود که نزدیک به دو سال پیش بر روی این شبکه ها منتشر شد. با این که نویسنده ی بازی همان کسی بود که داستان سری افسانه ای God Of War را به رشته ی تحریر درآورده بود اما داستان آن گفته ی جدیدی را برای بازی کننده بازگو نمی کرد.
Shank آمده بود که انتقام بگیرد، انتقامی سخت از مسببان اصلی قتل تنها شریک زندگی او. هیچ چیز و هیچ کسی توان مقابله با او را نداشت، هر کسی که برای او شاخ و شانه کشید در آخر نظاره گر ریخته شدن خون خود بر روی زمین شد.

به طور کامل مشهود بود که استودیوی Klei Ent بر روی زمینه ی داستانی بازی چندان وقت نگذاشته و تنها قصد آن ها این بود که بتوانند برای عنوان خود یک پس زمینه ی داستانی قرار بدهند. بیش از هر بخش دیگری آن ها بر روی گرافیک هنری و همچنین گیم پلی بازی تمرکز کرده بودند. اما آیا همان وضعیت بار دیگر برای دومین نسخه از Shank نیز رخ داده است یا خیر ؟
 
 
 
 

هیچ لذتی دلپذیر تر از انتقام نیست. شــنک توانست طعم خوش این لذت را بچشد و پس از آنکه موفق به کشتن قاتلان اصلی همسرش شد سوار بر اتوبوس به زادگاه خود بازگردد. هنگامی که اتوبوس در حال نزدیک شدن به شهر است ناگهان توسط افراد مسلحی متوقف می شود. به نظر می رسد این افراد در سطح شهر(زادگاه شــنک) پخش شده و به غارت و همچنین کشتار مردم بی گناه می پردازند.

 
پس از این که شــنک توسط یکی از این افراد تهدید می شود، شنــک سریعاً افراد مسلحی را که در اتوبوس حضور دارند می کشد و حال در اینجا ماموریت شنــک پاکسازی کلی شهر از این افراد و همچنین نابود کردن رئیس اصلی آن ها آغاز می شود. همانطور که به نظر می رسد در Shank 2 همانند نسخه ی اول، مبحث داستانی چندان در زمره مباحثی که بیشتر بر روی آن کرده اند نبوده است.
 
البته به هیچ وجه نمی توان "داستان" را عنصری شکست خورده و کاملاً آبکی نامید اما داستان بازی همانند دو سال پیش قرار نیست نکته ای جدیدی را برای ما بازگو کند، Klei Ent بار دیگر ثابت کرد دوست دارد داستانی معمولی و عاری از پیچ و خم را برای بازی کننده ها فراهم کند.

برای بقیه مطلب به ادامه مطلب بروید.

منبع:سایت بازی نما


ادامه مطلب
[ شنبه 13 اسفند 1390 ] [ 19:15 ] [ ivi ]

 

 

گوشی HTC Sensation

 
 
 
یک گوشی فوق‌العاده با پردازنده‌ی بسیار قدرتمند دو هسته‌ای 1.2 گیگاهرتزی، نمایشگر شگفت‌انگیز 4.3 اینچی و سیستم‌عامل کاملا حرفه‌ای Android 2.3. به نظر می‌آید که در حال بررسی گوشی Samsung Galaxy S II هستیم!؟ البته که نه! ما در حال صحبت درباره‌ی گوشی دیگری از HTC و این بار مدل HTC Sensation می‌باشیم. این گوشی به راحتی رقیبان خود یعنی HTC EVO 3D و Motorola Droid X2 را پشت سر گذاشته است و اکنون نخستین گوشی 4.3 اینچی بازار با رزولوشن qHD 960 × 540 می‌باشد. بعلاوه این گوشی از واسط کاربری کاملا جدید و نوآورانه‌ی Sense UI 3.0 بهره می‌برد که جلوه‌ی باورنکردنی به آن بخشیده است. خواننده‌ی ادامه‌ی نقد و بررسی این گوشی فوق‌العاده باشید!
مشخصات کلی :
مشخصات کلی: فرم گوشی : ساده - وزن : با باتری 148 گرم
پردازنده: Dual-Core Processor, Adreno 220 GPU, Qualcomm MSM 8260 Snapdragon 1.2GHz
حافظه: حافظه داخلی 1024 مگابایت - حافظه رم 768 مگابایت - قابلیت استفاده از کارت حافظه Micro SD
شبکه های ارتباطی: 3G - GPRS - WLAN - GPS - Bluetooth
صفحه نمایش: صفحه نمایش لمسی - رنگی S-LCD Capacitive Touchscreen - اندازه 4.3 اینچ - qHD 960 × 540
دوربین: 8.0 مگاپیکسل - دوربین مکالمه ویدئویی - فوکوس اتوماتیک - فلاش
امکانات نرم افزاری: سیستم عامل Android نسخه (v2.3 (Gingerbread - جاوا - مایکروسافت آفیس - PDF
سایر مشخصات: رادیو - هندزفری - قطب نما - حسگر شتاب سنج - باتری 1520 میلی آمپر ساعت - زمان انتظار 400 ساعت - زمان مکالمه 6:40 ساعت
نام ها ديگر : HTC Pyramid
 
 
 
:: نقد و بررسی HTC Sensation
سخت‌افزار
پیش از این که وارد بحث ساختار و کیفیت ساخت این گوشی بشویم، نکته‌ای درباره‌ی Sensation تا حد زیادی نظر ما را به خود جلب کرد و آن سایز کوچک این گوشی موبایل بود! گوشی‌های 4.3 اینچی HTC که با HTC HD2 شروع شدند همواره برای در دست گرفتن خیلی بزرگ بودند و گاهی اوقات حتی کاربر را کاملا از سایز خود کلافه می‌کردند. ولی این موضوع در مورد Sensation متفاوت است. این گوشی در حقیقت فقط 6 میلی‌متر بلندتر، 1 میلی‌متر پهن‌تر و با قطر 11.3 میلی‌متر واقعا فقط کمی از گوشی 4 اینچی HTC Incredible S باریک‌تر است. در هنگام در دست گرفتن کاملا متوجه این موضوع و تفاوت احساسی که به شما نسبت به بقیه‌ی اعضای خانواده HTC می‌دهد می‌شوید. این ابعاد با کوچک‌سازی قاب بالا و پایین نمایشگر و تغییرات خیلی کوچک دیگری میسر شده است. در لبه‌ی سمت چپ این گوشی Rocker کنترل صدای نسبتا بزرگی همانطور که بر روی Incredible S وجود داشت قرار دارد. پایین‌تر از آن هم پورت Micro USB دیده می‌شود. قسمت پایینی این گوشی جایگاه میکروفون داخلی و گیره‌ای برای باز کردن کاور پشتی طراحی شده. در لبه‌ی سمت راست هیچ چیز وجود ندارد و در لبه‌ی بالایی جک 3.5 میلی‌متری هدفون و دکمه‌ی Power/Lock دیده می‌شود. در قسمت پشتی گوشی لنز دوربین 8 مگاپیکسلی که توانایی فوکوس خودکار دارد هم دیده می‌شود که در کنار آن فلاش دوقلوی LED و شبکه ی اسپیکر وجود دارد. می‌توان گفت که HTC در طراحی استایل این گوشی سنگ تمام گذاشته است.
 
 
:: نقاط قوت و ضعف

 نقاط قوت

نمایشگر با رزولوشن فوق‌العاده بالای qHD
بهترین طراحی و آرگونومی برای یک گوشی 4.3 اینچی
ضبط ویدیویی بسیار خوب و با کیفیت 1080p Full HD
سخت‌افزار قدرتمند همراه با سیستم‌عامل Android 2.3.3

نقاط  ضعف

کیفیت نمایشگر بسیار عالی نیست
تغییراتی که در Sense UI 3.0 رخ داده بیشتر ظاهری هستند

منبع:www.digikala.com

[ سه‌شنبه 25 بهمن 1390 ] [ 13:56 ] [ ivi ]

Gears Of War 3

 

در ابتدای این نسل، Microsoft سعی کرد تا بازی های بیشتری برای کنسول Xbox 360 نسبت به Xbox قبلی عرضه کند. بازی هایی انحصاری و بزرگ مثل Halo. آن ها برای این کار سراغ یکی از برترین ها در زمینه گرافیک و بخش چندنفره رفتند که قبلاً در کارنامه خود سری موفق Unreal Tournament را داشتند. نتیجه Gears of War شد که پس از دو نسخه، می توان آن را در کنار Halo محبوب ترین بازی انحصاری این کنسول نامید. پس از وقایع نسخه دوم، حال به آخرین بخش از این سه گانه رسیده تا پایانی بر داستانی که در سال ۲۰۰۶ آغاز کرده بود، دهد

داستان

 

منبع:www.p30mag.com

داستان بازی درست بعد از وقایع Gears of War 2 اتفاق می افتد. پس از جاری شدن آب در سیاره Sera و کشته شدن تعداد زیادی از Lucastها، در نسخه سوم با فاجعه های عظیم تری روبرو می شویم. بیشتر نیروهای COG از بین رفتند و اینبار موجوداتی خطرناک تر از Lucastها، یعنی Lambentها مقابل انسان ها ایستاده اند. بازی در یک کشتی بزرگ شروع می شود که تعداد زیادی از نجات یافتگان در آنجا هستند، اما این کشتی هم در امان نیست و Lambentها حمله مرگ آوری به آن می کنند و حال شما باید از این مخمصه جان سالم به در ببرید. تغییرات زیادی در شخصیت ها اتفاق افتاده است. دام (Dom) پس از مرگ ماریا (Maria) در نسخه دوم، افسردگی گرفته است.

آنیا (Anya) از پشت کامپیوتر بلند شده و لباس رزم بر تن کرده و مارکوس (Marcus) هم اینبار با ماجرای احساسی تری روبرو می شود. در ادامه، Chairman Prescot پس از رها کردن COG دوباره بازمی گردد، ولی جوخه دلتا (به طور کلی هیچ کس) با او خوب رفتار نمی کند، چون همه وی را خیانت کار می دانند. او یک دیسک به مارکوس می دهد و اشاره می کند که اطلاعات جالبی در آن است. پس از اجرا کردن دیسک، ما پدر مارکوس را می بینیم. در نسخه قبل صدای او را شنیدیم، ولی اینبار چهره وی معلوم است که می گوید ملکه Lucastها او را گروگان گرفته است. حال مارکوس یک هدف بیشتر ندارد و بقای بشریت به همین یک هدف او وابسته است.

مارکوس باید هر طور شده پدر خود را پیدا کند. این موضوع، هم یک مسئله شخصی است و هم می تواند پایان دهنده جنگ طولانی انسان ها با Lucastها باشد. داستان Gears of War 3 در قیاس با دو نسخه قبل به اوج خود رسیده است. در حالیکه بازی های مختلف بازار آنچنان روی این بخش تمرکز نمی کنند، داستان GOW3 حماسه را با صحنه های احساسی و دلاوری ترکیب می کند. شخصیت های این شماره بسیار زیادتر شده اند و هر کدام از آن ها دغدغه هایی دارند و اینبار تمام آن ها به هم اهمیت می دهند و دیگر نمی توان نام آن را جوخه دلتا نامید، بلکه خانواده دلتا نامی جایزتر است. از آنجایی که GOW3 آخرین قسمت از سه گانه این بازی است، Epic Games سعی کرده به بیشتر سوالات پاسخ دهد و پایانی مناسب برای آن تدارک ببیند. پایان بازی یک سری از مسائل را هم نگه می دارد تا راه برای ساخت نسخه چهارم باز باشد. به طور کلی آماده صحنه های عظیم و اتفاقاتی که ممکن است اشک از چشمانتان جاری کند، باشید.

برای بقیه مطلب به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب
[ جمعه 21 بهمن 1390 ] [ 08:35 ] [ ivi ]
مقدمه
 

          ساختن یک فرنچایز موفق همواره کاری دشوار است و کمتر بازی را می بینید که در همان شروع کار، بتواند روی پای خودش بایستد. اما دشوارتر از ساخت، زنده نگه داشتن و بیشتر کردن این موفقیت است. کاری که استدیوی Naughty Dog ، با دقت و زحمت زیاد انجام داده است. پس از عرضه نسخه های اول و دوم Uncharted، این استدیو بازیسازی، هنوز هم چندین تردستی فوق العاده برای گیمرها دارد و Uncharted 3 از هر لحاظ بی نظیر است. در U1 و U2 سازنده بهترین ها را در بازی جای داده بود، اما نکته مثبت هرسه نسخه این است که ND  به طرز وحشتناکی از تکرار اشتباهات قبلی جلوگیری کرده است و نتیجه واضح این است که U3 تقریبا هیچ اشکالی ندارد!


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 19 بهمن 1390 ] [ 12:51 ] [ ivi ]

 

 

به تازگی نسخه جدید یكی از زیباترین سری بازی های نسل قبل، یعنی Hitman تأیید شد. چهار نسخه این بازی بیش از 10 میلیون فروش داشته و اینبار IO Interactive حتی قصد دارد تا در سال 2012 مخاطبان بیشتری را با این بازی آشنا كند. آقای توره بلیستاد (Tore Blystad) كارگردان Hitman: Absolution می گوید كه قرار است این بازی در E3 امسال به طور مفصل معرفی شود. او می گوید: "Hitmanهای قبلی بازی های خیلی سختی بودند و سلیقه های خاصی را به خود جذب می كردند. بزرگترین چالشی كه ما داشتیم، این بود كه بازی را بسیار وسیع تر كنیم تا آسان تر بازی شود و خیلی روان تر باشد. اما هنوز بازی كاملاً قوی است و مخاطبان Hardcore را راضی می كند.

ما نمی خواهیم هواداران بسیار وفادار خود كه چندین سال با ما بودند را از دست بدهیم." پنج سال از آخرین بازدید خود با قاتل طاس كه Agent 47 نامیده می شود می گذرد. در آن زمان استودیو با ارائه یك تكنولوژی جدید و روایت زیبای داستان، عنوانی بسیار زیبا خلق كرد. داستان نسخه قبل طوری تمام شد كه هم پلیس و هم Agency به دنبال 47 می گردند تا او را بكشند. IO Interactive موتور Glacier 2 را طراحی كرده تا Hitman جدید را با آن بسازد. بازی در آمریكا اتفاق می افتد و یكی از مراحل ابتدایی بازی در شیكاگو شروع می شود. بلیستاد می گوید كه موتور بازی بسیار متنوع شده و در عین حال طوری طراحی شده تا گیم پلی لازم را به راحتی اجرا كند.

برای بقیه مطلب به ادامه مطلب بروید.

 

 

 

نویسنده: حمیدرضا نیکوفر

 

 

ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 18 بهمن 1390 ] [ 21:51 ] [ ivi ]

 

 

مقدمه

گــــاتهام، شهری که همواره شاهد درگیری های شبانه روز چندین و چند گروه از خلافکاران در خود بوده است. در اینجا بود و نبود نیروی های امنیتی با یکدیگر هیچ تفاوتی ندارد. گــاتهام یک قدم عقب تر از آخرالزمان است. اما بالاخره روزی فرا رسیده است که کسی پرده های سیاه ظلمت و تبه کاری ها را کنار بزند و برای این شهر روشنی بیاورد. تنها یک نفر می تواند که این کار را انجام دهد و امید را به قلب تاریک شهروندان گـــاتهام بازگرداند، او کسی نیست جزء بتـــــــمن.

 

داستان

داستان بازی دقیقاً یکسال پس از حوادث نسخه ی قبلی، Arkham Asylum اتفاق میافتد. کوینسی شارپ با تبلیغات فراوان موفق به دریافت سِمت شهردار شده است. او تصمیم می گیرد که بخشی از شهر را تحت تدابیر شدید امنیتی در اختیار ساکنین و بیماران تیمارستان آرکام قرار بدهد. پس از مطرح شدن این موضوع توسط سران شهر، بروس وین یکی از افراد با نفوذ و ثروت مند گاتهام شدیداً شروع به مخالفت با این موضوع می کند. داستان بازی دقیقاً از جایی آغاز می شود که بروس وین توسط نیروی امنیتی "Tyger" با سرکردگی "هوگو استرنج" ربوده می شود. هوگو قصد دارد با انجام پروژه ای با نام "Protocol 10" به یکی از قدرتمندان شهر گاتهام تبدیل شود. سایر زاویه های داستانی Arkham City تنها به حل کردن مسئله ی بالا منتهی نمی شود و با سر رسیدن Cat Woman و Two Face به بازی، ماموریت های بتمـــن بیشتر از قبل خواهد شد.

 

 

خوشبختانه داستان بازی به اندازه ای پیچ و خم دارد که بازیکننده را تا پایان بازی مجذوب خود نگه دارد. در کنار داستان اصلی بازی، تعداد زیادی نیز ماموریت جانبی برای بتمــن وجود دارد که شاید بهتر است بگوییم اسماً باید به آن "ماموریت جانبی" گفت، زیرا داستان هر یک از این ماموریت ها به قدری جذاب و دلنشین است که حتی نمی توانید تصور آن هم بکنید که این ماموریت ها تنها برای تکمیل کردن هسته ی اصلی داستان در بازی قرار گرفته اند و انتظار دارید که هر کدام از آنها برای خود پس زمینه ای طولانی داشته باشند. تنها نکته ای که شاید کمی باعث سردرگمی بازیکننده ها در اواسط بازی شود، تعداد بسیار زیاد شخصیت های داستانی آن است. در Batman AC سعی شده که بخش اعظمی از شخصیت هایی که بارها نام آن ها را در کتاب های کمیک بتمــن دیده ایم و در بین طرفداران کتاب ها نیز دارای شهره ی خاصی هستند قرار بگیرند. شاید در نگاه اول این مسئله نه یک نکته ی منفی، بلکه یک امتیاز مثبت برای بازی محسوب شود اما معرفی نه چندان مناسب و همینطور ناقص همین شخصیت ها باعث شده که بازیکننده در داستان بازی گم شود. بهتر بود که اعضای راک استیدی حوصله ی بیشتری برای شخصیت پردازی آن ها خرج می کرد. داستان های نبرد ما بین بتــمن و جــوکر همواره جزء پرمخاطب ترین ها بوده و این بار نیز راک استیدی موفق شده است که به خوبی یک داستان تازه و خاص را برای طرفداران هر دوی آن ها روایت کند. شاید اگر بگوئیم بخش داستانی بازی به جزء شخصیت پردازی نه چندان کافی تعدادی از کاراکتر ها هیچ ایراد دیگری ندارد اشتباه نگفته ایم.

برای بقیه مطلب به ادمه مطلب بروید.

منبع:سایت بازی نما


ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 بهمن 1390 ] [ 19:33 ] [ ivi ]

About

Blog Custom
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

پیغام ورود و خروج